تبليغاتX
عاشقانه
عشق
 دلگیر این روزگار

خسته خسته

بی کس  و تنهام .تنهای  تنها  

فقط یاده تو   باهامه

از  این دنیا     همینو  دارم  

زیبا  دوست  دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:23  توسط سجاد | 

کاش میدیدی .چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست

آه.وقتی که تو .لبخند نگاهت را

می تابانی

بال مزگان بلندت را

می خوابانی

آه,وقتی که تو  چشمانت

آن جام لبالب از جاندارو

سوی این تنشه جان سوخته می گردانی

موج موسیقیٍ عشق

از دلم می گذرد

روح گلرنگ شراب

در تنم می گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می کند,ای غنچه رنگین!پرپر!

من ,در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنچه باد

رقص شیطانی خواهش را

در آتش سبز!

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می بینم

بیش از این,سوی نگاهت,نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را

یارای تما شایم نیست

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو,تا عمق وجودم جاری ست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:20  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 1:40  توسط سجاد | 

 به که باید دل بست؟

 

نقش هر خنده که بر روی لبی می شکفد ،نقشه ای شیطانیست 

 

در نگاهی که تو را وسوسه ی عشق دهد

 

حیله ای پنهانیست

 

به که باید دل بست ؟

 

سینه ها جای محبت همه از کینه پر است

 

هیچ کس نیست که فریاد پر از مهری را

 

 گرم پاسخ گوید!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:58  توسط سجاد | 

از خانه زنم بیرون اما کجا امشب ؟

 

شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب

 

پشت ستون سایه هاروی درخت شب

 

می جویم اما نیستی هیج جا امشب

 

می دانم آری نیستی ،اما نمی دانم

 

بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب ؟

 

هر شب تو را بی جستجو می یافتم،اما

 

نگذاشت بی خوابی به دست آرم تو را امشب

 

ها ،سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف

 

ای کاش میدیدم به چشمانم خطا امشب

 

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

 

حتی زبرگی هم صدا نمی آید امشب

 

امشب ز پشت ابر ها بیرون نیامد ماه

 

بشکن قرقرا ماه من بیرون بیا امشب

 

گشتم تمام کوچه ها را یک نفر هم نیست

 

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

 

 ای ماجرای شعر شبهای جنون من

 

آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:46  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:37  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 2:28  توسط سجاد | 
دوست  دارم

زیبا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:39  توسط سجاد | 

من که می دانم شبی

 

عمرم به پایان می رسد

 

نوبت خاموشی من

 

سهل و آسان می رسد

 

من که می دانم که تا

 

سرگرم بزم و مستی ام

 

مرگ ویرانگر چه

 

بی رحم و شتابان می رسد

 

پس چرا عاشق نباشم

 

پس چرا عاشق نباشم

 

من که می دانم به دنیا

 

 اعتباری نیست نیست

 

بین مرگ و آدمی

 

قول و قراری نیست نیست

 

من که می دانم اجل

 

ناخوانده و بیدادگر

 

سرزده می آید و

 

 راه فراری نیست نیست

 

پس چرا    پس چرا عاشق نباشم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:32  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:2  توسط سجاد | 
از  ته  دلم  با  تمام  احساسم

عاشقانه 

دوستت  دارم 

زیبای  من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:29  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:28  توسط سجاد | 

نمونده حتي يك صداي خسته

 

كه از عشق و از عاشقي بخونم

 

نمونده حتي يك صداي خسته

 

كه از تلخي زندگي بخونم

 

بخونم كه تو از من مي سرودي

 

ولي عاشق نبودي كه نبودي

 

بخونم كه غرورت آخر اومد

 

تورو برد و تو پيش ِ من نموندي

 

تو با دروغ منو كردي به عاشق

 

بعدش گفتي برو نيستي تو لايق

 

زدي شكستي قلب شيشه ايمو

 

گفتي با تو حروم مي شن دقايق

 

دورنگي كردي خواستي من ندونم

 

گفتي تا ته دنيا من مي مونم

 

ولي تا رسيديم به جاي خوبش

 

گفتي من ديگه نيستم ، نمي تونم

 

برو عيبي نداره گل نازم

 

شايد بشه كه من از نو بسازم

 

برو ولي بدون اي گل ِ‌ لايق

 

بدون ِ تو حروم مي شن دقايق..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:27  توسط سجاد | 

تولدت مبارک  سحرم

آرزوی سلامتی و بهروزی  از  ته  دلم  برات دارم  گل سجاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:22  توسط سجاد | 
سلام دوستان عزیز

شب بهاری همه تون بخیر

یه  چیزی  بگم و برم

هیچ وقت دل کسی و که حتی  یه  لحظه کوتاه احساس  کردی دوست داره  رو  نشکن

نمیدونی چه  عذابی می کشه

دل  شکستن آسونه ولی دلی رو بشکنی دیگه به سختی  میتونی آرومش کنی

آرومم بشه زخمش رو دلش میمونه

قربونه همه تون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:20  توسط سجاد | 
پروردگارا...

مشتی از عشق امروز مارا برای فردایمان بگذار...

برای فردایی که شاید فراموش کنیم روزی عاشق بودیم...


(امروز فردا و همه ی فرداها به تو عشق می ورزم تنها عشق همیشه گی من سجاد) سحرت
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:38  توسط سجاد | 

شايد آن روز كه سهراب نوشت:

 

 تا شقايق هست زندگي بايد كرد.

 

 خبري از دل پر درد  گل ياس نداشت

 

 بايد اينگونه نوشت :

 

هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس

 

 زندگي اجبار است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:51  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:50  توسط سجاد | 

دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!

 

 خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟

 

 تو محکومي

 

به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:35  توسط سجاد | 

عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است

 

 كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست !!

 

 برايش مهم نيست

 

 كه تو "شاهي يا گدا" !

 

مردي يا زن !

 

 هر چه كه هستي ، باش !

 

 فقط تنها شرطش اين است

 

 كه ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:32  توسط سجاد | 

شناختنت بي گناهترين گناهم بود،

 

 يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم

 

و با تو بودن آرزويم

 

و تو را گم کردن،

 

 پيدايش سراب بود

 

 تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي.

 

 بي تو ثانيه ها تکراري شده اند

 

 و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد

 

 و شقايق غريبي مي کند

 

 و جاده در انتظار مسافر است

 

و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد

 

 و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم

 

 و منتظرت هستم

 

 

چون تمام زندگی سجادی

 

سحر  جان

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:28  توسط سجاد | 
سحر   اندازه  تمام  روزهای   خوش زندگیم  عاشقانه  

 

دوست  دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:57  توسط سجاد | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:24  توسط سجاد | 
ديروز که فرياد زدي دوستت دارم

 گفتم نميشنوم بلند تر بگو

 و امروز که به آرومي گفتي

ديگه دوست ندارم

 گفتم

هيس چرا داد ميزني؟؟؟؟؟؟