![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
دوستت دارم سجاد من و همین برای
خوشبخت بودن کافیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 1:3 توسط سجاد |
|
|
لا لا لا لا لا لا لا لا بخواب دنيا خسيسه واسه کمتر کسي خوب مي نويسه يکي لب هاش هميشه غرق خنده ست يکي پلکاش تو خوابم خيسه خيسه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 0:13 توسط سجاد |
|
|
سجاد جان عشق نازم دلم برات خیلی تنگه فدات بشم
من بی تو نمی توونم برگرد پیشم و زود خوب شو همه شب و روزم تویی منتظرتم و دوستت دارم خیتی خیلی زیاد دورت بگردم(سحرت) |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:12 توسط سجاد |
|
|
سلام دوستان
من این چند روزه خیلی ناراحت و نگران بودم بخاطر عشقم سجاد روز شهادت بانو فاطمه ی زهرا رو روزه گرفتم و نماز توسل به بانوی دو عالم خووندم به نیت سلامتی سجادم ظهر بود که یه اس ام اس رسید دستم که توش نوشته شده بود حال سجاد خوبه از خوشحالی می خواستم بال در بیارم اینارو گفتم که بگم هرکی امیدش به خدا باشه خدا تنهاش نمیذاره و ناامیدش نمی کنه همیشه از خدا کمک بخواین سجادمم دعا کنید منم دعا کنید که همیشه با عشقم سجاد باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:10 توسط سجاد |
|
|
خداوند در روز اول آفتاب را آفرید
در روز دوم دریا را روز سوم صدا را روز چهارم رنگها را روز پنجم حیوانات را روز ششم انسان را خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیا فریده است پس تو را برای من آ فرید |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:4 توسط سجاد |
|
|
تو رو خدا یکی به منم بگه حال سجاد چطوره.منو تو بی خبری نذارید خواهش میکنم به حرمت خانم فاطمه زهرا یه خبری به من بدید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:23 توسط سجاد |
|
|
خدا خدای مهربون مثل همیشه اومدم یه چیزی ازت بخوام چیزی که واسه شما میدونم راحت و آسونه اما واسه من یه آرزوه که حاضرم واسه برآورده شدنش همه کار بکنم خدایا من سلامتی سجادمو ازتون می خوام اگه شما بخواین زود خوب میشه ای خدا من خطا و اشتباه زیاد تو عمرم کردم و شما همیشه فرصت جبران بهم دادید اینبارم فرصت بهم بدید تا دست سجادمو تو دستم بگیرم و یه بار دیگه بهش بگم چقد دوسش دارم خدا تمنا میکنم سجادمو شفا بدید هرچی دعا بلد بودم کردم خدا نذار تنها بشم خدای خوبم یه کاری بکن سجادم زود خوب بشه به اشکام قسم دیگه ناراحتش نمیکنم خدا خواهش میکنم ای خدا(دوستان شما هم دعامون کنید هردومونو چون منم بی سجادم یه مردم)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:6 توسط سجاد |
|
|
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرش خدا رو می خوام نه واسه سکه و صدروی و مقام خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمیذاره خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو باهمیم خدا رو دوست دارم که میدونه ما عاشق همیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:52 توسط سجاد |
|
|
و عشق صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند (سجادم دوستت دارم گلم ببخشم از خدا فقط یه چیز می خوام اونم شفای توه ازت بی خبرم ازت دورم اما دوستت دارم منتظرتم برگرد پیشم دورت بگردم از غصه و ناراحتی دارم دق میکنم تنهام نذار فدات شم) |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:45 توسط سجاد |
|
|
سلام عشق نازم از دوریت دارم دیوونه میشم تو که میدونی بدجور دوست
دارم پس زود خوب شو من طاقت ندارم گلم من عاشقتم دارم تو بی خبری واست اشک میریزم و دعا میکنم عزیزم سجادم دوست دارم باهام بمون نمی خواستم اینجوری بشه منو ببخش و برگرد پیشم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:38 توسط سجاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 2:13 توسط سجاد |
|
|
سلام من پرهامم داداش پدرام (سجاد) من اومدم شاید آخرین مطلب وبلاگ داداش و
زیبا رو بنویسم . دیشب داداشو زیبا با هم دعواشون میشه البته اینجور که من فهمیدم دیدم داداشم بعد حرف زدن با زیبا اومد تو سالن داداشم بیماری قلبی داره در ضمن یه بارم تصادف کرد و یه مدت تو کما بود .خلاصه من بیدار بودم حدودا ساعت ۴ صبح بود یه صدای داد شنیدم که گفت بهم پرهام دویدم سمت داداش دیدم دادش رو رمینه داره به سختی نفس میکشه زیبا یه عکس بهش داده بود اونو رو سینه اش بودو آروم اشکش میومد پایین گفت داداش دیگه حوابمو نداد حول شدم دویدم سمت اتاق مامان و بابا بابامو صدا زدم اومد بیرنو .آره داداشم سکته کرده الان که دارم براتون می نویسم از پیشش اومدم میخوام فقط بگم به هیچکی اعتماد نکنید هیچکی داداشم داره میمیره دکتر غینی ازش قطع امید کرده خواستم بدونید این عشق که اینقد زیبا بود آخرش چب شد سرتونو درد نیارم واسه داداشم دعا کنید خوب شه گره از کارش وا شه هر چند دیگه بعید میدونم امید داشته باشه از همه شما دوستان طلب دعا میکنم واسه داداشم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 1:27 توسط سجاد |
|
|
زیبا
اندازه تمام اشکای که به پای عکسات زیختم دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:37 توسط سجاد |
|
|
زیبا
اندازه تمام اشکای که توی نبودنت به پای عکست ریختم دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:25 توسط سجاد |
|
|
هر کس به یار خود نازد
من به تک ستاره قلبم تو مینازم تمام نازت را به جانم میخرم زیبای دوست داشتنی من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 1:36 توسط سجاد |
|
|
هر چی عشق تو دنیا من میخواستم مال ما شه اما تو هیچ وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه فکر میکردم با یه بوسه با تو هم خونه میمونم نمیدونستم نمیشه آخه بی تو نمیتونم گله میکنم من از تو از تو که این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:19 توسط سجاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:33 توسط سجاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:31 توسط سجاد |
|
|
گوش کن، وزش بی رحم تنهایی را در شهر وجود پر افسوسم،می شنوی؟ من غریبانه، در این ظلمت، نامت، پژواک من در این تنهایی و تاریکی است ای سراپایت سبز! دست هایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار تا شاید دمی، با دستان گرمی بخش یاری چون تو آرامش گمشده اش را باز جوید منتظرت می مانم به امید صدا و دستان گرمت تا بیایی خرامان و پایان بخشی شب تاریک مرا. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:29 توسط سجاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:28 توسط سجاد |
|
|
چه غريبانه ميگريست
آن شب بي تو
تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد
و چه غريبانه خنديدم
آن روز که بي تو
مرگم را فهميد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:26 توسط سجاد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:20 توسط سجاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|